DochabiFilmNews

مقاله نیور- چهره‌ای ناآشنا از لی جونگی آشنای ما

لی جونگی آماده می‌شود تا در ژانری که بیش از همه با آن آشناست، یعنی ساگوک، ناآشناترین چهره‌اش را به نمایش بگذارد.
چهره‌ای که هرگز پیش از این به ما نشان نداده است.
وقتی آن چهره آشکار شود، داستان واقعی دوچابی آغاز خواهد شد.

شمشیر لی جونگی به سوی چه چیزی نشانه رفته است؟
لی جونگی در حال بازگشت به ژانر ساگوک (درام تاریخی) است. اما این بار، با چهره‌ای متفاوت از آنچه تاکنون از لی جونگی می‌شناخته‌ایم.
در تاریخ ۱۳ اوت، نتفلیکس از فهرست چشمگیر بازیگران فیلم اکشن تاریخی «دوچابی» (Dochabi) رونمایی کرد؛ فیلمی با حضور کیم دو هون در نقش اصلی، در کنار جون جونگ سو، لی جونگی، لی سانگ یی و بائه این هیوک.
سکان هدایت این پروژه تأییدشده را آن ته جین، کارگردان فیلم «جغد شب» (The Night Owl)، بر عهده دارد و هوانگ سونگ گو، نویسنده آثاری همچون «آنارشیست از کلونی» (Anarchist from Colony) و «نگهبان پادشاه» (The King’s Warden)، نیز به او پیوسته است.

نامی که بیش از همه جلب توجه می‌کند، البته لی جونگی است. لی جونگی در آثار ساگوک، همواره تجسم «عدالت با شمشیر» بوده است. از شاخصه‌های نقش‌آفرینی‌های او در آثار تاریخی، شخصیت‌های قهرمانی‌ای هستند که با حرکات اکشن چشمگیر، بازی‌های احساسی پرشدت و تراژدی‌های ریشه‌دار و عمیق به آن‌ها جان بخشیده است.
با این حال، «دوچابی» وعده می‌دهد که این فرمول را به‌کلی دگرگون کند.

دوچابی فقط یک بازگشت به ساگوک برای او نیست
برای لی جونگی، «دوچابی» فقط بازگشت به ژانر ساگوک نیست. داستان «دوچابی» در مناطق مرزی و کوهستانی می‌گذرد؛ جایی که هواجئون‌مین‌ها (کشاورزان) در آن سکونتگاه‌هایی برپا کرده‌اند. این اثر داستان «آهای»، زنی از قوم جورچن، و «ته‌سان»، سربازی سابق، را روایت می‌کند که با «یی دو گوان»، شکارچی نقاب‌دار و مرموز کشاورزان، مبارزه می‌کنند و همچنین چگونگی آن را به تصویر می‌کشد که این دو چگونه به نام «دوچابی» شناخته می‌شوند.
عنوان «دوچابی» واژه‌ای اصیل کره‌ای برای «دوکبی» است. جالب اینکه این موجود افسانه‌ای کره‌ای، یعنی «دوکبی»، با هیولاهای موجود در فانتزی غربی تفاوت دارد. دوکبی اگرچه موجودی ترسناک است، اما در عین حال شخصیتی کمیک نیز دارد؛ موجودی که انسان‌ها را مجازات می‌کند و همچون آینه‌ای، بازتاب‌دهنده‌ی خواسته‌ها و امیال انسانی است.
بنابراین، این احتمال وجود دارد که فیلم «دوچابی» پرسش‌های پیچیده‌ای را مطرح کند:
«هیولاها به دنیا می‌آیند یا ساخته می‌شوند؟»
«اگر انسانی برای بقا، نقاب یک هیولا را بر چهره بزند، آیا می‌تواند همچنان واقعا انسان باقی بماند؟»
در مرکز این پرسش‌ها، لی جونگی قرار دارد.

ماجرای جالب انتخاب لی
انتخاب لی جونگی برای این نقش، به‌ویژه با توجه به مسیر حرفه‌ای او به‌عنوان یک بازیگر، بسیار جالب توجه است. لی برای مدت طولانی، شخصیت‌هایی با باورها و اهدافی محکم و استوار را به تصویر کشیده است. در حالی که بدن او هنگام اجرای بدلکاری‌ها و صحنه‌های اکشن، حرکاتی سریع و دقیق داشت، احساساتی که این حرکات برمی‌انگیختند، همواره حامل زخم‌ها و تنهایی بودند.
به همین دلیل، اینکه لی جونگی نقش یک شرور را ایفا می‌کند؛ شخصیتی که کاملا با نقش‌های قبلی او متفاوت است، به‌خودی‌خود روایتی مستقل است.

در نهایت، آنچه بیش از همه اهمیت دارد این نیست که «لی جونگی نقش شرور را ایفا می‌کند»، بلکه این است که «مخاطبان چگونه این تصویر از شر را که با چهره‌ی لی جونگی خلق شده است، دریافت خواهند کرد.»
وقتی بازیگری که تا این حد با او آشنا هستیم، چهره‌ای را به ما نشان می‌دهد که برایمان کاملا تازه و ناآشناست، به تماشای این شخصیت در طول داستان ادامه خواهیم داد.

دلایل بیشتری برای چشم‌انتظار «دوچابی» بودن
کارگردان آن ته‌جین دلیل دیگری برای چشم‌انتظار بودن «دوچابی» است. این کارگردان در نخستین تجربه‌اش در ساخت یک فیلم بلند تجاری، «جغد شب» (The Night Owl)، به‌جای بازنمایی ساده‌ی رویدادهای تاریخی، با بهره‌گیری از محدودیت‌های فضایی و تنشی که از شرایط موجود ایجاد می‌شد، مخاطبان را با خود همراه کرد.
در «دوچابی»، شاهد به‌کارگیری زیرکی و هوشمندی او در فضای مناطق مرزی و کوهستانی خواهیم بود. فضای مکانی «دوچابی» از محدوده‌های معمول در آثار ساگوک، یعنی قصرها یا قلعه‌ها، خارج شده است.
در اعماق کوهستان. مرزها. سکونتگاه‌های کشاورزان. نقابی مرموز. شکارچی‌ای که شب‌ها از دل تاریکی پدیدار می‌شود.
این ترکیب می‌تواند این ظرفیت را به فیلم بدهد که فراتر از ژانر ساگوک گسترش یابد و به ژانرهای تریلر، اکشن و معمایی وارد شود؛ در حالی که ریشه‌هایی در فرهنگ عامیانه کره‌ای دارد.

چالش واقعی برای لی جونگی، اکشن نیست.
لی جونگی ارتباط نزدیکی با ژانر اکشن داشته است. چالش واقعی و دشوار برای او این نیست که شمشیر به دست بگیرد و بدنش را به این‌سو و آن‌سو پرتاب کند؛ بلکه این است که تا حد امکان مرزهای دنیای درونی این شخصیت شمشیرزن را گسترش دهد و آن را از حالت آشنا خارج کند.
مخاطبان از قبل می‌دانند که باید از اکشن لی جونگی چه انتظاری داشته باشند. آن‌ها از قبل می‌دانند که او با چه سرعتی حرکت می‌کند، چشمانش هنگام اجرای نقش چقدر نافذ به نظر می‌رسند و وقتی مجبور است تا پایان دوام بیاورد، چهره‌ی خون‌آلودش چه شکلی می‌شود.
بنابراین، مانعی که «دوچابی» برای لی جونگی ایجاد می‌کند، شدت بدلکاری‌های اکشن نیست. بلکه چالش این است که «لی جونگی» را از آن ویژگی‌های قهرمانانه‌ای که مخاطبان انتظار دارند در او ببینند، عاری کند.
جالب‌تر از همه این خواهد بود که ببینیم او چگونه می‌تواند مخاطبان را متقاعد کند بازیگری که همیشه او را یک قهرمان می‌دانسته‌اند، در واقع می‌تواند به یک هیولا نزدیک‌تر باشد. این چالش‌برانگیزترین وظیفه‌ی لی جونگی در «دوچابی» خواهد بود.

چرا «دوچابی» و نه «دوکبی»؟
عنوان فیلم نیز سرنخی از هدفی که این اثر دنبال می‌کند به ما می‌دهد. «دوچابی» واژه‌ای اصیل کره‌ای برای «دوکبی» است. انتخاب این واژه‌ی ناآشنا برای عنوان فیلم، گویی اعلامی است مبنی بر اینکه سازندگان می‌خواهند جهانی کاملا متفاوت از تصاویری که تاکنون از دوکبی برایمان ساخته شده است، خلق کنند.
این عنوان نوید ارائه‌ی یک ژانر جدید کره‌ای را می‌دهد که فرهنگ عامیانه و اکشن را در بستری از مرزها و کوهستان‌ها با یکدیگر ترکیب می‌کند؛ نه ساگوکی که بارها و بارها در فضای قصرها تکرار شده است.
اگر «دوچابی» به موفقیت برسد، می‌تواند به گسترش فضاها و بسترهای داستانی ساگوک کره‌ای کمک کند؛ از قصرها به کوهستان‌ها، از پادشاهان به مردم عادی، و از تاریخ ثبت‌شده به فرهنگ عامه.
و در مرکز تمام این تغییرات، لی جونگی قرار خواهد داشت.

آنچه لی جونگی به ما نشان خواهد داد
«دوچابی» هم برای لی جونگی و هم برای صنعت سینما اهمیت زیادی دارد.لی جونگی که تاکنون بیشتر بر آثار تلویزیونی تمرکز داشته است، اکنون با برانگیختن کنجکاوی ما درباره اینکه در سینما چه چهره‌ای از خود به ما نشان خواهد داد، توجه‌ها را به خود جلب کرده است.
از آنجا که این اثر در پلتفرم جهانی نتفلیکس منتشر خواهد شد، بازی لی در ژانر اکشن تاریخی و ایفای نقش او در این شخصیت، نه‌تنها توسط مخاطبان داخلی، بلکه توسط مخاطبان سراسر جهان نیز دیده خواهد شد. اما خلاصه کردن بازگشت او صرفا در قالب اعدادی مانند «بازگشت به سینما پس از ۱۰ سال»، به‌سادگی حق مطلب را ادا نمی‌کند.
مهم‌تر از آن، این است که او با چه چیزی برمی‌گردد. لی جونگی آماده می‌شود تا در ساگوک، ژانری که بیش از هر ژانر دیگری با آن آشناست، ناآشناترین چهره‌اش را به ما نشان دهد.
او دیگر یک قهرمان شمشیر به دست نیست، بلکه چهره‌ای نقاب‌دار است. دیگر ناجی مردم نیست، بلکه مایه‌ی ترس مردم است. شخصیتی که تنها در زیر چهره‌ی یک هیولا، انسان می‌شود.
فیلم «دوچابی» این پرسش را مطرح می‌کند که لی جونگی چه چهره‌هایی دارد.

دلیلی برای چشم‌انتظار بودن «دوچابی»
چهره‌ای که لی جونگی هرگز پیش از این به ما نشان نداده است. وقتی آن چهره سرانجام آشکار شود، داستان واقعی «دوچابی» آغاز خواهد شد.
آن‌گاه مخاطبان خواهند پرسید: آیا باید از دوکبی نقاب‌دار بترسیم، یا از انسان‌هایی که آن‌ها را وادار به بر چهره زدن آن نقاب‌ها کرده‌اند؟
کارگردان آن ته‌جین که با «جغد شب»، اثری سرشار از تنش، استانداردهای ژانر ساگوک را ارتقا داد؛ هوانگ سونگ گو، نویسنده؛ و بازیگرانی همچون لی جونگی، جون جونگ‌سو و کیم دو-هون. این‌ها دقیقا همان دلایلی هستند که باید به خاطرشان چشم‌انتظار «دوچابی»، موردانتظارترین اثر اکشن ساگوک کره‌ای، باشیم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا